بستنی
یه روز گرم تابستون یه بستنی قیفی برام خریدی. انقدر حرف زدیم که بستنیم آب شد . آلان تو رفتی و بستنی من هنوز داره از رو دستام چکه می کنه ...
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 19:39 توسط حانیه
|
I wanna feel the rain